از روی دلتنگی

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد/ نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت/ ولی بسیار مشتاقم از گلویم سوتکی سازد/ گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش/ و او یک ریز و پی در پی دم گرم و چموشش را بر گلویم سخت بفشارد/ و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد/ بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را / (دکتر علی شریعتی)


درباره من

 

نام : مهران ، تاریخ تولد : ۱/۲/۱۳۶۰ مطابق با April, 21,1981 ، متاهل، فارغ التحصیل رشته مهندسی مواد متالورژی از يکی از دانشگاههای کشور! شغل فعلی : مدیر تولید یک شرکت خصوصی

مثل اغلب آدما فکر می کنم که با بقیه آدما فرق دارم! ولی برعکس بعضی ها نبوغ خاصی در خودم سراغ ندارم !

در دو چیز تخصص دارم. 1- رشته تحصیلی ام. البته اگه بشه اسمشو تخصص گذاشت. چون در طول دوران تحصیل خیلی از درسها غیر تخصصی هستن، اونهایی هم که تخصصی هستن، اولا مربوط به چند دهه پیش هستن و ثانیا با حفظ کردن و خوندن شب امتحان پاس شدنی هستن، بنابراین به نظرم فارغ التحصیل شدن از دانشگاه رو نمیشه اسمشو تخصص گذاشت! 2- تکواندو: 18 ساله تکواندو کار می کنم، کمربند مشکی دان 4 و مدرک مربی گری و داوری تکواندو دارم، اما ازش استفاده نمی کنم. چون به خاطر نوع شغلم، وقت و انرژی مربیگری و داوری رو ندارم ضمن اینکه درامد خوبی هم نداره.

بنا به دلایل فوق در زمینه مواردی که تخصص دارم کمتر چیز می نویسم ولی در هر مورد دیگه ای (که تخصص ندارم) مثه تموم ایرانیها ، اظهار نظر می کنم و خودم رو صاحب نظر هم می دونم!

اوقات فراغت : اصولا ندارم! ولی اگه گیر بیاد، گیتار می زنم (البته حرفه ای نیستم)، یا کتاب می خونم، یا ورزش می کنم.

محبوب های من : 1- داریوش : آهنگهاش مونس تنهایی هامه . 2- شریعتی : از شریعتی خیلی چیزا یاد گرفتم، اما به نظرم مهمترینش این بود که دانسته هام رو مطلق ندونم و به به هیچ چیزی تعصب نداشته باشم. چون تعصب باعث میشه که حقایق رو نبینی.

اینم بگم که سابقا این دو تا رو خیلی بیشتر از حالا دوست داشتم. تا چند سال پیش کلا آدم ایده آلیستی بودم ولی حالا بیشتر ترجیح می دم از زندگیم لذت ببرم.

دغدغه ها : مثه هر آدم دیگه ای دغدغه های زیادی دارم اما دو تاش از همه مهمتره.

۱- مرگ: فکر کنم این دغدغه خیلی از آدما باشه. وودی آلن میگه :  آدمی که از ۳۵ سالگی رد شده باشه و مرگ دغدغه اصلیش نباشه، احمقی بیش نیست! به هر حال مرگ، دغدغه من هم هست هر چند که تا ۳۵ سالگی هنوز وقت زیادی دارم!

۲- گوسفند نبودن! : اصلا دوست ندارم هیچ چیزی رو بدون دلیل بپذیرم، حتی چیزهایی رو که ظاهرا شکی درشون نیست. دوست ندارم مثه گوسفند با چوب به اینور و اونور هدایتم کنن و بگن این درسته و اون غلط!

هدف : قصد و هدف خاصی از راه اندازی این وبلاگ ندارم. فکر می کنم این کار انگیزه ای خواهد بود برای نوشتن. چون مدتهاست که حس نوشتن ندارم. به قول نویسنده ای فرنگی: نوشتن برای فراموش کردن است، نه برای به یاد آوردن. پس می نویسم تا فراموش کنم.


?مهران | 1387/4/14 | پیوند | 1 نظر | ارسال نظر | موضوع: درباره من